X
تبلیغات
پیامک

وبسایت مازندران بام ایران wWw.Mazandbam.IR

آپلود عکس

www.mazandbam.ir آدرس سایت


ببر مازندران، امامعلی حبیبی (اسطوره ی مازندران)


به امید آن روز که کوشش گران و بزرگان خود را هماره به یاد آوریم و آنان را تنها به تاریخ نسپاریم.امامعلی حبیبی کشتی گیر توانمند و باغیرت مازندرانی که اولین طلای المپیک را برای کشور ایران بدست آورد . 


امامعلی حبیبی امامعلی حبیبی برنده اولین مدال طلای المپیک ورزش ایران 


امامعلی حبیبی اسطوره کشتی ایران و دارنده چهار مدال طلای جهان و المپیک، در سال 1310 در بخش گنج افروز روستای درزی کلای بابل به دنیا آمد.

وی در 12 سالگی پدر خود را از دست داد و به همراه برادرانش به شهر قائمشهر مهاجرت کرد.

در آن شهر در مغازه آهنگری با روزی ۵ ریال اجرت مشغول شد و چندی بعد در کارخانه نساجی قائمشهر استخدام شد و در باشگاه همان کارخانه زیر نظر اسکندر متولی تمرین کشتی را شروع کرد.

دوران سربازی‌ حبیبی در تیپ مستقل گرگان گذشت و در مهر ماه ۱۳۳۱ فرمانده گردان از او خواست در مسابقات کشتی لوچو در ساری شرکت کند.

حبیبی برای این که وزنش معادل قهرمانان وزن باشد مجبور شد جیب‌هایش را پر از سنگ کند. با این حال پشت همه را به خاک رساند و مفتاح استاندار مازندران مدال افتخار را به سینه‌اش زد.

حضور حبیب الله بلور در قائمشهر فرصت خوبی بود تا حبیبی ریزه‌کاری‌های کشتی مدرن را بیاموزد. در مسابقه دوستانه‌ای با حضور شهردار قائمشهر، مقابل تیم منتخب تهران، همه همشهریانش باختند و فقط دست او بالا رفت.

بعد از همین مسابقه با حقوق ماهی هزار ریال، به عنوان آتش نشان شهرداری قائمشهر استخدام شد.

زندگینامه: امامعلی حبیبیحبیبی در سال ۱۳۳۲ در مسابقات قهرمانی کشور به میزبانی اصفهان و سال بعدش در مشهد شرکت کرد و در رده چهارم قرار گرفت. وی در مسابقات انتخابی ملبورن 1956 نیز با فن یکدست و یکپا جهانبخت توفیق را شکست داد.

وی در حالی‌که بیمار بود، موفق به کسب مدال طلای بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۵۶ در وزن ۶۷ کیلوگرم شد.

حبیبی در دوران حضورش در عرصه جهانی معروف به سریع‌ترین کشتی‌گیر جهان بود و معروف است که در مسابقه‌های جهانی تهران موفق شد دو تن از بزرگان کشتی جهان واختانگ بالاوادزه از شوروی و اسماعیل اوغان از ترکیه را مجموعا در کمتر از سه دقیقه ضربه‌فنی کند.

در ملبورن، حبیبی گمنام در دور اول المپیک مقابل آندربرگ بلندآوازه پیروز شد. در فینال نیز در مقابل بستایف از شوروی قرار گرفت و او را ضربه فنی کرد و طلای المپیک را به دست آورد.

حبیبی غیر از طلای المپیک، سه مدال طلای جهانی هم دارد. در مسابقات جهانی ۱۹۵۹ حریف نامدارش واختانگ بالاوادزه از شوروی را ضربه فنی کرد و ناخواسته، روی اجرای فن صحیح و قانونی، دنده‌هایش را هم شکست.

همچنین اسماعیل اوغان از ترکیه را هم با فن برات کلندون در یک دقیقه و ۱۵ ثانیه به سرنوشت بالاوادزه دچار کرد.

حبیبی در مسابقات جهانی یوکوهاما نتیجه‌ای تاریخی به جا گذاشت. او تمام رقبایش از جمله نماینده شوروی را ضربه فنی کرد.

در فینال هم که ورزشگاه مملو از تماشاگران ژاپنی بود، فقط ۴۵ ثانیه به نماینده میزبان امان داد. حبیبی همچنین در مسابقات ۱۹۶۲ آمریکا دوباره اوغان را ضربه فنی کرد.

حبیبی در المپیک رم هم می‌توانست قهرمان شود و دومین طلای المپیکش را صید کند. اما اتفاقی حیرت آور رخ داد و او را از گردونه مسابقات بیرون انداخت.

حبیبی در کاخ باستانی بازیلیکا با 4 پیروزی در آستانه کسب مدال طلا ایستاد. شب ششم، باید با داگلاس بلوباخ از آمریکا کشتی می‌گرفت. حبیبی دو بار از پای راست زیرگیری می‌کند و هر دو بار خاک می‌کند. سپس با یک دست و یک پای مخالف تعادل حریف را به هم می‌زند و همان فن را تبدیل به کول‌انداز می‌کند.

زندگینامه: امامعلی حبیبی

لحظه‌ای شانه‌های بلوباخ با تشک آشنا شد اما بلافاصله پل زد. حدود یک دقیقه مقاومت کرد و سرانجام از زیر پل فرار کرد.

روند مسابقه کاملا یکطرفه می‌نمود. بلوباخ با اختلاف امتیاز فراوانی از حبیبی عقب بود. حبیبی که تشنه کسب امتیازات بیشتر بود، زیر زانو زده‌ای را نشان داد، در همین حین دست چپش بالا آمد و بلوباخ فرصت طلب، هوشیارانه فن رکبی را اجرا کرد.

حبیبی هم حدود یک دقیقه روی پل شکننده‌ای که بسته بود مقاومت کرد اما ستون اصلی این پل یعنی دست راستش در گروی پل شکن بلوباخ بود. امامعلی حبیبی با همین شکست ضربه فنی، چهارم شد.

حبیبی در سال ۱۳۴۲ کاندیدای مجلس شورای ملی شد و از حوزه بابل برای نشستن روی یکی از ۲۰۰ کرسی مجلس انتخاب شد.

وی همچنین در چهار فیلم سینمایی بازی کرد. در فیلم ببر مازندران به کارگردانی ساموئل خاچیکیان، نقش یک کشتی‌گیر را ایفا کرد. در سال ۲۰۰۷ نام او در فهرست تالار مشاهیر فدراسیون جهانی کشتی FILA ثبت شد.

از سال ۱۳۸۹ در مازندران یک جام معتبر بین‌المللی به نام امامعلی حبیبی و دیگر قهرمان کشتی ایران عبدالله موحد برگزار می‌شود.

امامعلی حبیبی هم اکنون در باغ شخصی‌اش در اطراف قائم‌شهر مازندران زندگی می‌کند و مدتی از سال را نیز برای دیدار با خانواده به آمریکا می‌رود.



پوشاک زنان مازندرانی



شلیته یا چرخی شلوار، تمبون قمبلی : 

دامن پرچین و کوتاهی است از جنس پارچه ابریشمی و کتان های

 ظریف یک رنگ که معولا" دورادور لبه پایین آن را با نوار سیاه رنگی تزیین می کردند و به آن سیاهیک می گویند.در تندیس های به دست آمده از دور اشکانیان مجسمه زنی با شلیته ای بلند و پیراهنی نیمه کوتاه وجود دارد. در حال حاضر از شلیته ای هنگام جشن ها و برای رقص ها ی محلی استفاده می شود. تمبان تنگه تمبان یا پشمبال :

نوعی شلوار با الگوی ساده به رنگ تیره معمولا" از جنس پارچه ای سنتی کرباس و یا از جنس پارچه های تهیه شده از بازار به نام دبیت حاج اکبری است.. در چین کمر تمبان به جای کش، نوار بلند کتانی یا کج استفاده می شود.
نیم ساق : 

نیم ساق هم نوعی شلوار تنگ به رنگ های سبز ، سفید یا سرخ از جنس ابریشم یا مخمل است که آن را معمولا" دختران و زنان جوان در زیر پیراهن می پوشند.
جومه: 
پیراهن و دامن یک سره از شانه تا زیر زانو است جنس این پیراهن معمولا" کتان یا چیت است.
نیم تنه: 
این جلیقه به شکل جلیقه های مردانه با یقه هفت یا گرد و جلو باز است و چند دکمه می خورد . قسمت جلویی آن از پارچه پشمی و پشت آن آستری است .گاه جلیقه را از جنس مخمل سرخ یا زرد و آراسته به سکه و پول های قدیمی تزیین می کنند در محل هزار جریب به این جلیقه سیمپوش می گویند.
کلیجه : 

کتی بلند و معمولا" از جنس مخمل رنگی همراه با یراق دوزی وسکه های عراقی و رضاشاهی است که در زمستان استفاده می شود. این کت آستین ساده بلند دارد. نوع دیگر آن با آستینی که تا روی آرنج می رسید به نام چکبن شناخته می شد.
چادر شو : 

چادر شب مربع شکلی را سه گوش کرده دور کمر در پشت گره می زنند. هنگام عروسی سر و چهر عروس را با آن می پوشانند. جنس چادر شب د رخانوادههای اعیان از ابریشم است و مردم عادی چادر شب هایی ازجنس کج ( ابریشم درجه 3 ) و یا مخلوطی از ابریشم و کج استفاده میکنند
سرپوش زنان :

چارقد: 
روسری چهارگوش با رنگ روشن و گل دار از جنس وال، ململ، چیت و یا ابریشم است. از رنگ روشن چارقد همراه با آرایه های نقره ای به نام سرچنگک در محل شقیقه ها ، در جشن ها استفاده می شود.
مندل : 
سربندی است از جنس کتان که آن را سه گوشه و روی چارقد استفاده می کنند مندل بیشتر هنگام کشاورزی و کارهای روزمره استفاده می شود.
سراقوچ : نوعی کلاه زنانه است از پارچه نخی و یا الگویی مشابه کلاه نوزاد که برای نگهداری گیسوان بافته شده به کار می رود. لبه این کلاه را چین کش می کنند.گیس بند یا موباف:بند نازکی است که آن را با رشته های تابیده شده از نخ برن که معمولا" سفید رنگ استتهیه می کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده استفاده می شود.پاپوش زنان :

جوراب: جنس آن از پشم است و در رنگ های تیره بافته می شود.کوش : 
در گویش محلی به کفش میگویند جنس آن از چرم دباغی شده و به رنگ های قهوه ای و مشکی بود 
گالش: 
بیشتر در رفت و آمدهای روزانه استفاده می شود و از جنس لاستیک سیاه و کف آن قرمز رنگ است . 
چاروق : 
کفش مشترک مردان وزنان است جنس این کفش از چرم گاو و گاومیش و یا نمد است که کمی بزرگ تر از پا و لبه آن چین کش است . 
پاتوئه: 
شال بلند ابریشمی است که دور پا پیچیده می شود و با کمک ریسمان های بلندی آن می بندند پاتوئه پاپوش گرمی است و در ورزهای سرد بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.

 

منبع : سایت روجین


مطلبی اخباری در مورد 3 فوتبالیست زن مازندرانی در تیم ملی، رجوع به ادامه ی مطلب.....



ادامه مطلب

6 شهریور 1391 ساعت 01:26 ب.ظ

کشتی مازندران (کشتی لوچو) - www.mazandbam.ir


مازندران خطه ی پهلوانان کشتی گیر


کشتی سنتی و تاریخی لوچو در مازندران



کشتی از جمله ورزشهایی است که روحیه‌ی پهلوانی را در ورزشکار می‌افزاید و راه و رسم مردانگی را دیکته می‌کندکشتی لوچو ورزش سنّتی و باستانی مازندران است که به ورزش پهلوانی لوچو نیز شهرت دارد و از دوران بسیار دور، جایگاهش را در فرهنگ و باورهای ارزشی مردم مازندران تثبیت کرده است لوچو از دو کلمه هم وزن لوLo وچوcho ترکیب شده است که هر یک دارای معنی جداگانه است .

 لو به معنی لبه و کنار چیزی و واژه چوبه معنی چوب است لذا لوچو به لبه چوب اطلاق می شود . در اصطلاع ، لو چو به چوب بلند ، با طول تقریبی ۳ متر و قطر حدود ۶ تا ۱۲ سانتیمتر گفته می شود که پارچه خلعتی بر بالای آن بسته می شود . این چوب در محل برگزاری کشتی نصب ، و پارچه روی آن افراشته میشود و مجموعا بصورت سمبل و نشانه مسابقات کشتی محسوب می شود . در مسابقات بزرگ و رسمی که جوایز و هدایا گوسفند و گاو می باشد ، به پای چوب لوچو بسته می شود. این کشتی در حالت رسمی خود در ایام بیکاری روستاییان در یک یا چند روز متوالی که ممکن است به دو هفته نیز برسد و بیشتر در اعیاد مذهبی و ملی و قبل و بعد از نشا و یا پس از درو کردن شالی ونیز به هنگام تشکیل بازارهای محلی و عروسیها ، انجام می شود.
 
برگزارکنندگان مسابقه بیشتر پیشکسوتان ، ریش سفیدان و معتمدان محلی هستند. بزرگان منطقه پس از فراهم کردن مقدمات ، زمان و مکان مسابقه را تعیین ، و آنرا به اطلاع محلات همجوار و نیز پهلوانان و مردم سایر بخش ها و شهرستان ها می رسانند.
 
هزینه برگزاری مراسم و نیز جوایز کشتی گیران ، توسط اهالی یک یا چند روستا تامین و پرداخت میشود. کشتی لوچو را از یک تا سه نفر از پیش کسوتان این رشته داوری می کنند.داور یا داوران را که در وسط میدان مراقب انجام کشتی بوده و در محوطه مسابقه قدم می زنند میان مجگویند.کشتی با مراسم اولیه و مبارزه طلبی و حریف خواهی یکی از پهلوانان آغاز می شود .
 
در این کشتی هر یک از طرفین می کوشد تا یک یا چند نقطه از بدن حریف را به زمین بزنند. کشتی گیری که در خطر می افتد می تواند با زدن کف دو دست به هم از ادامه مسابقه خودداری نماید اما حق خارج شدن از زمین را ندارد. از جمله فنون رایج در کشتی لوچو می توان به : دست کاپ ،غاز بال، برات berat ،پس کاپ ، تاش کاپ اشاره کرد . اساس کشتی لوچو بر جنبه های پهلوانی ،احترام به حریف ، پرهیز از تکبر و خودخواهی، رعایت ارزشهای اسلامی و اخلاقی استوار است لذا هرگونه ضربه زدن به کتف ، گرفتن گوش یا گرفتن انگشت دست سرچنگ و ضربه زدن با کف دست به بدن یا سر حریف ، گرفتن گوشت بدن و یا آسیب رساندن عمدی ،خطا محسوب میشود .برنده نهایی این کشتی جوایز خود را که به پای چوب لوچو بسته شده برداشته و چوب لوچو را بر دوش گرفته به نشانه پیروزی همراه با اهالی روستا و همراهانش به محل خود میبرد. رسم است که در آغاز این مسابقه ساز و دهل نواخته میشود که حالت اعلان برگزاری مسابقه را دارد. به اعتقاد بیشتر کارشناسان ، کشتی لوچو ، کشتی آزاد نیست.
 
متاسفانه " کشتی لوچو از زمانی که با کشتی آزاد آمیخته شد، اصالت خود را از دست داده ! حتّی لباسهای سنّتی لوچو از یادها رفته و به شکلهای گوناگون درآمده‌است. لباس سنّتی لوچو از بند و شلوار مخصوص تشکیل و گاهی با کیسه‌های ضخیم دوخته می‌شد که اصطلاحاً به شلوار ""چاقا"" و ""کرباس"" معروف بود و وقتی پهلوان بند آن را محکم می‌گرفت، پاره نمی‌شد و پهلوان از این طریق قدرتش را به نمایش می‌گذاشت. امروزه به‌دلیل ازبین رفتن این لباس نمی شود از فنون بند و پس‌کاسه استفاده کرد."
 
امروزه مانند کشتی آزاد ، زمانی را برای پایان کشتی لوچو گذاشتند در حالیکه در گذشته اگر کشتی چند ساعت هم به درازا می کشید باید برنده انتخاب و به مردم معرفی می شد.و گوسفندی را به عنوان جایزه به فرد پیروز می دادند. همچنین اگر کسی در لوچو پیروز می شد هماورد او تا یکسال با او کشتی نمی گرفت.
 
این ورزش باستانی و پهلوانی در بسیاری از مناطق مختلف مازندران به ویژه در فریدونکنار ،بندپی ،جویبار برگزار می شود . از مشهورترین لوچوکارهای مازندران می توان به کشتی گیر نامدار و از نوابخ کشتی ایران و جهان ،امامعلی حبیبی اشاره کرد./سایت شبکه طبرستان

آشنایی با کشتی گیران مازندرانی در ادامه ی مطلب....


ادامه مطلب




نکته :لطفا در جهت بهبودی وبسایت پیش نهادها و انتقادات خود را با نظر دادن به آگاهی برسانید.(مدیریت وبسایت مازندران بام ایران)  www.mazandran.blogsky.com


بازی های محلی مازندرانی ها

شعر هایی به زبان تپوری مازندرانی (در ادامه ی مطلب)

آغوزکا یا گردو بازی:

بازیکنان گردوها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

چلیک مارکا : 

بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک کی زنند و آن را به طرف بالا پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

رزین کا:

رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند. 

رُسِن بازی: 

از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا" در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک و حرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند بعد از پایان نمایش شیطانک در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند. 

لوچو:
کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که در این دو هفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.
برای اینکه در گذشته رسم بر این بود که جایزه فرد پیروز را بر نوک چوبی قرار می‌دادند این مسابقه به لوچو یعنینوک چوب معروف گشت.

گاوجنگی: 

از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر کلا شهرستان نور است که به زبان محلی تشک جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یک هفته بعد از اتمام کشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و کرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

« سوچلا» یا شکار به روش سنتی در آب بندان :

یکی از راه های درآمد روستاهای مرکزی مازندران شکار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام کم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و... از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران که دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می کنند و بیشتر در آب بندان ها که به علت کشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساکن می شوند.این شکار از اوایل پاییز هر سال تا 15 اسفند در شب های تاریک بدون تیراندازی با وسایل شکار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله 500 متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شکار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین کلا، لاریم و مشک آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.
صید سنتی به روش « روز دما » :

شکار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این کار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردک ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می کنند تا به محیط اطراف عادت کنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود 20 متر مربع حفر می کنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند که به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردک های ترتیب شده به جمع پرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می کشانند . سپس صیاد نخ را می کشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.

شعر های تپوری مازندرانی در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب





نکته :لطفا در جهت بهبودی وبسایت پیش نهادها و انتقادات خود را با نظر دادن به آگاهی برسانید.(مدیریت وبسایت مازندران بام ایران)  www.mazandran.blogsky.com


ریشه ی معنایی مازندران (ویکیپدیا)


برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، ایندیرا و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «مازیندیران» را به معنی جایگاه دیو بزرگ، ایندیرا می‌دانند. گواه آن را همشاهنامه دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه دیو سفید نام برده‌است و نیز ایندیرا را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع ملک الشعراء بهار بیت زیر را سروده‌است:


ای دیو سپید پای در بندای گنبد گیتی ای دماوند...

نام کهن و اصلی مازندران تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم؛ البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بایل تا شهر گرگان امتداد دارد و مرکز آنها ساری (در منابع یونانی زادراکارتا) بود. از اقوام دیگر مازندران قوم آمارد است که مرکز آن آمل و از آمل تا تنکابن و قوم کادوس از تنکابن تا رامسر هستند. برخی نام مازندران را به شکل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و کسانی که این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را «جایی که زنبورعسل در آن هست» می‌دانند. به باوری دیگر، نام مازندران برگرفته از کوه ماز است. پس مازندران سرزمینی است که کوه ماز در آن جای دارد(ماز+اندر+آن). رشته کوه ماز در جنوب مازندران، در راستای غرب به جنوب شرق کشیده شده است. رشته کوه ماز همان دوبرار در دشت لار و پلور است که تا فیروزکوه پیش می رود. در لاسم و در میان این رشته کوه، قله های بلندی مانند انگمار، سیاه کمر دیده می شود که یکی از آنها قله بلند ماز است. منوچهری دامغانی (قرن پنجم) واژه " ماز" را به همراه مازندران در یک بیت می آورد:


        بر آمد یکی ابر مازندران                       چو مار شکنجی و ماز اندر آن

می دانیم منوچهری دامغانی سراینده زبردستی در ترسیم طبیعت در سروده های خود بوده و همچنین سالها در مازندران زیسته است. "ماز" در اینجا همان کوه ماز است که ابرها چون ماری به خود پیچیده، آن کوه را در بر گرفته اند. گروهی، ماز را پیچ و خم می دانند، ولی واژه "شکنج" در "مار شکنجی" همان پیچ و خم است و آوردن واژه ای دیگر ( که ماز باشد) به معنی پیچ و خم در اینجا، درست نمی نماید. عده‌ای نیز به این دلیل که سابقا این سرزمین مملو از گوزن بوده و مازن نیز به معنای گوزن بوده و از طرفی دران را نیز به معنای درندگان می‌باشد اینطور استنباط کرده‌اند که دران به معنای درنده کنایه از ببر مازندران است وچون این سرزمین در گذشته مملو گوزن و ببر بوده مردم آن سرزمین را به این نام خواندند. مازندران کنونی در درازای تاریخ، شاهد وقایع و اتفاقات فراوان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده‌است. در اهمیت سرگذشت وقایع تاریخی این استان، کافی است که گفته شود هیچ یک از مناطق ایران به اندازه این سرزمین، شاهد رویدادهای تاریخی نبوده‌است.

به همین سبب است که نویسندگان و مورخان ایرانی و خارجی، فراز و نشیب‌های تاریخی این سرزمین را در کتاب‌هایی به رشته تحریر در آورده‌اند. از آثار نویسندگان روسی در باره مازندران، تاریخ مازندران و استرآباد تالیف رابینو، و از آثار نویسندگان مازندرانی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران تالیف میر ظهیرالدین مرعشی، و از آثار نویسندگان ایرانی، تاریخ تبرستان به کوشش اردشیر برزگر و مازندران از قدیم‌ترین ایام تا به امروز، نوشته دکتر محمد مشکور را می‌توان نام برد. اما این که نام مازندران از چه زمانی در این سرزمین متداول شد اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از مورخان معتقدند از زمان ابن اسفندیار و یاقوت، بجای هیرکانیا کلمه مازندران بکار برده شده‌است عده‌ای هم تاریخ بکارگیری واژهٔ مازندران را از سده چهارم هجری قمری به بعد می‌دانند.

26 اسفند 1390 ساعت 12:21 ب.ظ

جشن ها در مازندران-www.mazandbam.ir




نکته :لطفا در جهت بهبودی وبسایت پیش نهادها و انتقادات خود را با نظر دادن به آگاهی برسانید.(مدیریت وبسایت مازندران بام ایران)  www.mazandran.blogsky.com


چکیده ای از جشن ها و پایکوبی ها در مازندران 

 

نوروز خوانی :

نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها می آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خواند، یک نفر ساز می زند،نفر دیگر که به آن کوله کش( بارکش ) می گویند به در خانه های مردم می رود و می خواند:
بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی ، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می کند .

چهارشنبه سوری :

از مراسم به جامانده در ایران زمین، چهارشنبه سوری است که در پایان چهارشنبه هر سال برگزار می شود. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشی، درست می کنند. آشی که هفت نوع ترشی مانند آب نارنج، آب لیمو، آب انار، سرکه، گوجه سبز، و اب از گیل در آن می ریزند و بعد از آماده شدن بین همسایه ها پخش می کنند غروب روز می خوانند با ارزوی شادی و خوشی برای خود و خانواده خود از روی آتش می پرند. آنها می خوانند :
چهارشنبه سوری کمی پارسال دسوری کمی، امسال دسوری کمی

عید نوروز :

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می خواند منتظر سال نو می شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی که به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن ، آیینه، اب ، سبزه و شاخه های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می شود چهارگوشه اتاق ها را آب می پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می گذارد و شاخه های سبز ( درخت آلوچه) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می گذارد. دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با مرغ یا گوشت درست می کند. علاوه بر آن غذایی به عنوان خیرات برای اموات می پزند و بین مردم پخش می کنند . در غروب شب اول سال به این اعتقاد که چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در خانه ها شمع یا شعله آتش آویزان می کنند.

جشن نوروز ماه :

مردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشنی به نام نوروز ماه دارند وقتی که اولین محصول برنج زودرس رسید بعد از جمع آوری و درو با همان برنج غذا درست می کنند و درخارج از روستا جشن پایان کار می گیرند. این مراسم دست مانند سیزده به در است و اعتقاد دارند که این روز را حتما" باید بیرون از روستا به سر برد در واقع این جشن یک نوع سپاسگزاری به درگاه خداوند است.

مراسم تیرماه سیزده :

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده است که در اواسط آبان هر سال برگزار می شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد.
می گویند که شب تولد حضرت علی ( ع) است.
می گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است.

در این شب همه خانواده کنار هم جمع می شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه های بزرگ ترها سپری می کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه ای بلند که کیسه ای به انتهای آن بسته شده است. همراه کودکان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می کنند به آنها پول ، میوه، شیرینی داده می شود.هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه ها شروع به حرکت می کند این اشعار را می خواند:
لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه ، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می آید، کسی که شیرینی پیس کنده می خواهد می آید ، سال و ماه ارزان نمی شود، لال بزرگ رسوا نمی شود، لال می آید، لال کوچک می آید ، پارسال رفته امسال می آید.

آیین سنتی 26 عید ماه :

آیین ویژه سنتی 26 عید ماه طبری هر سال در تاریخ 28 تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه حاک پادشاه را سرنگون می کند مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته ها به یکدیگر اطلاع می دهند. و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می دارند.
امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می آیند و به مصاف هم می روند.در مناطق جلگه ای جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار می شود.

مراسم ورف چال ( چاه برف ) :

یکی از مراسم قابل توجه در ارتباط با آب در روستای اسک واقع در جاده هزار مراسم ورف چال است. این مراسم در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزده اردیبهشت ماه که آخرین برف های زمستانی در حال ذوب شدن است. انجام می شود. تاریخ اجرای این مراسم قبلا" از طرف بزرگان محل به اطلاع عموم رسانده می شود. در این روز کلیه مردان محل جهت انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه با همراه داشتن غذای ظهرو بساط میوه و چای از روستا را ندارد و امور روستا در این روز در دست زن های محل است که با اجتماع درمساجد و نقاط دیگر به اجرای برنامه هایی مانند عروس و داماد شاه وزیر بازی و ... سرگرم هستند از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می شود در صورتی که مردی به تذکرات و اخطار آنها توجهی نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب به وسیله زن های محل تنبیه می گردد. مردان روستا پس از رسیدن به محل ورف چال که از دوران گذشته چاهی درآنجا برای جمع آوری برف به وسیله شخصی به نام سید حسن ولی حفر شده و مقبره او نیز در روستای نیاک محل زیارت اهالی منطقه است اقدام به جدا کردن قطعات برف از کوه می کنند و هر کس به توانایی خود مقداری از قطعات آخرین برف زمستانی را به داخل چاه می ریزد. پس از پرشدن چاه از برف و پوشانیدن در چاه مردان به صرف ناهار و چای و میوه در اطراف چاه می پردازند و نماز به جامی آورند . سپس همگی به روستا باز می گردند.
این مراسم ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام ها در فصل تابستان دارد با توجه به این که منطقه مورد بحث در گذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می شد، دامدارها برای تامین آب مورد نیاز دام ها در فصل تابستان که برف های روی کوه آب می شد اقدام به ذخیره برف در این چاه می کردند تا درموقع کم آبی، آب مورد نیاز دام ها را فراهم کنند. امروزه منطقه مورد بحث اهمیت کذشته خود را از نظر پرورش دام از دست داده ولی این سنت قدیمی همچنان در بین اهالی محل ادامه دارد.

شب یلدا :

شب اول زمستان را گت چله می نامند در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و با خوردن هندوانه ماست و میوه و آجیل سرمای فصل زمستان را از خود دوی می کنند اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی می گیرند اگر کسی آنها را ندید و نشناخت حتما" به آنچه نیت کرده اند خواهند رسید. 

 

جشن پیوند و ازدواج در مازندران در ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب


نکته :لطفا در جهت بهبودی وبسایت پیش نهادها و انتقادات خود را با نظر دادن به آگاهی برسانید.(مدیریت وبسایت مازندران بام ایران)  www.mazandran.blogsky.com


این یک سری از ضرب المثل های اصیل مازرونی


اگر داروک بخونده گنه وارش انه


اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می گویند باران می آید. 


- پنج شنبه نون و خرما در کامبی تا امه مرده جه برسه 


پنجشنبه نان و خرما بیرون می دهیم تا ثوابش به مرده ما برسد. 


- چایی دله دار دره مهمان قد بلند انه


روی چایی ساقه اش قرار گرفته مهمان قد بلند می آید.


- خوی بد بدی صدقه درها کن تا بدی اون خو بر طرف بوشه 


خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود. 


- سگ سر انشند ته دست گند موک زنده


روی سگ آب نریز دستت زگیل می زند


- شو بی وقتی نونه جارو بزوئن فرشته ملائکه ره از شه سره بیرون کاندی


شب بی موقع نباید جارو بزنی چون فرشته و ملائکه را از خانه خود بیرون می کنی


- گرم تندیر سره دپوشی ته وشته حادثه پیش انه


سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می آید. 


- نمک ره نشند بنه به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا هسته 


نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا (س ) است




دام دارهای منطقه عقیده دارند افراد ناپاک نباید وارد گله گوسفند بز شوند زیرا گوسفند از رمه حضرت موسی ( ص ) است. به همین دلیل نیز زن ها حق دوشیدن شیر گوسفندان را ندارند زیرا ممکن ناپاک باشند از این رو دوشیدن شیر گوسفند و بز وظیفه مردان و دوشیدن شیر گاو بر عهده زن ها است. عقیده بر این است که باید وقت خشکسالی و یا روزی که گوسفند به طور رایگان بین اهالی محل توزیع شود. این شیر در منطقه « بلده» نور به « حلوی شیر» معروف است. در گذشته که دام دارها پس از پایان فصل سرما به طرف کوه می آمدند در روستای « هفت تن » لاریجان آمل عقیده بر این بود که گوسفند را باید داخل امامزاده « هفت تن» بدوشند و شیر تولیدی را به متولی امامزاده بدهند.


 نام های زیبا و اصیل مازندرانی



اسم های پسرانه مازندرانی


* پیشداد ( نیای بزرگ پیشدادیان)
* خورشید ( اسپهبد خورشید در ناحیه جنوبی سواد کوه)
* دادمهر ( محبت ایزدی، فرزندی که از روی محبت پروردگار داده شده است)
* دامون ( یاری دهنده انسان ها)
* دیاکو ( اولین پادشاه ماد)
* زرمهر ( از نوادگان کاوه آهنگر؛ اسپهبد تبرستان)
* شروین ( اسپهبد شروین در کوههای قومس و درناحیه دهستان چاشم در شمال سمنان که از خاندان روحانی بودند)
* شوپه ( پرنده‌ای زیبا)
* فرورتیش
* کارن ( اسپهبد کارن درجنوب ساری درفریم وشمال قومس فرمانروا بودند
* کارو ( اسپهبد کارو در سوادکوه)
* کایر ( یار و یاور، همدم)
* مازیار ( اسپهبد مازیار، مقر حکومت در شهریارکوه درشمال سمنان وجنوب ساری)
* مرداویج ( حاکم طبرستان و ری)
* ونداد ( اسپهبد ونداد هرمز در جنوب ساری، پدربزرگ مازیار)
* هورموند
* روماک (صادق، منظم، صاف و تمیز، محکم)
* جویا (جوینده - پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.)
* نیما (کمان)


اسم های دخترانه مازندرانی


* بدری
* به مونی ( تشابه به زیبایی)
* تِرنه ( شادابی، جذابیت؛ کاربرد در روستاهای مازندران)
* تساپه ( "تسا" یا "تیسا" یعنی برهنه،خالی و"په" یعنی لنگه، و "تیساپه" یعنی بی لنگه)
* دلوسه ( دلخواه)
* دوکا
* راشر
* روجا (درخشان ترین ستاره شب، آخرین ستاره که تا سپیده صبح می‌درخشد.)
* سرگل
* شبره ( شبنم)
* شوکا ( نام آهوی وحشی)
* شهربانو ( شمشاد خانم)
* گیلان )
* ماهتو ( مهتاب)
* مسل
* نجمه ( نام نوعی سبک ساز در مازندرانی)
* نیشا ( غنچه)
* وندای
* ونوشه ( گل بنفشه)
* ناتکا ( یک نوع گلابی ، تا = مانند )


برای هم میهنان عزیز(غیر مازندرانی ها)آدرس یک دیکشنری پارسی به مازنی و مازنی به پارسی رو گذاشتم تا اگه کنجکاو به گویش مازندران بودن ازش استفاده کنن


                        دیکشنری مازرونی


برای دانلود دموی آهنگ مازندرانی میتونید از فهرست زیر استفاده کنید


 آهنگ

آهنگساز 

شاعر 

دانلود دموی آهنگ 

تی مله سنگتراشون 

محلی مازندرانی 

بهرام جعفری 

دانلود دموی آهنگ 

شکایت 

سارو 

بهرام جعفری 

دانلود دموی آهنگ 

شلاب 

محلی مازندرانی 

غلامرضا کبیری 

دانلود دموی آهنگ 

گل رو 

جهانگیر دوانلو 

وحید دانا 

دانلود دموی آهنگ 

بی قرار 

محلی مازندرانی 

بهرام جعفری

دانلود دموی آهنگ

دلواپس 

رحمتی 

گل عمویی 

دانلود دموی آهنگ 

زمین و زمان 

فرخ حدادی 

غلامرضا کبیری 

دانلود دموی آهنگ 

چلچلا 

محلی مازندرانی 

ذبیح ا... ذبیحی 

دانلود دموی آهنگ 


شعر  داروگ  از نیما یوشیج یکی از شاعران نامدار مازندرانی و پدر شعر نو:

آرامگاه: شهرستان نور- روستای یوش

محل زندگی: روستای یوش واقع در شهرستان نور



                 

              داروگ


خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه.

گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران. "

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه ی تاریک من  که ذره ای با آن نشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم  دارد از خشکیش می ترکد

-چون دل یاران که در هجران یاران-

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران؟


برای خواندن کلیه ی اشعار نیما لینک زیر رو کلیک کنید:


نیما یوشی 


نکته :لطفا در جهت بهبودی وبسایت پیش نهادها و انتقادات خود را با نظر دادن به آگاهی برسانید.(مدیریت وبسایت مازندران بام ایران)  www.mazandran.blogsky.com


                            پیشینه و تاریخ مازندران            


                                              



 بر اساس پژوهشهای باستان شناسی،کرانه دریای کاسپین از مراکز مهم تمدنی ماقبل تاریخ،تاریخی و اسلامی ایران است و با توجه به کاوشهای علمی به عمل آمده ،غار علی تپه در حدود ۱۲۵۰۰سال قبل و غارهای هوتو و کمربندحدود ۹۵۰۰قبل از میلاد به عندان قدیمی ترین پناهگاه انسانهای اولیه در منطقه شناسائی شده است.



              

     مردمان بومی مازندران قبل از ورود آریائیها به این سرزمین به شیوه های چادر نشینی و گله داری زندگی می کردند.دو تیره در میان آنها متمایز بوده اندیکی تپوریها که طایفه ای جنگجو بودند و نام قدیم مازندران «طبرستان»نیز منسوب به این قوم است،دیگری آماردها که در اطراف آمل فعلی سکونت داشتند.



    واژه مازندران که از نظر جغرافیائی بخش بزرگی از طبرستان بوده است در حوالی سده هفتم هجری قمری جانشین نام طبرستان شد.به نوشته مورخان اولین شهربان طبرستان« آتوفرادات»از خاندان اشکانی(پارتی)بوده استو در زمان ساسانیان آل گشنسب و بعد از آن آل کیوس سوخرائیان یا آل زرمهر و آل قارن بر این سرزمین حکومت راندند.

    گیل گیلانشاه نخستین حکمران طبرستان در دوره اسلامی است.بعد از اوپسرش دابویه سلسله آل دابویه را بنیاد نهادو سپس سلسله های پادوسبانی و قارنوندی و در نهایت سلسله باوندی در مازندران تحت فرمان خلفا و یا سلاطین دیگر حکومت کردند.



       

   در سال ۲۵۰ هجری قمری علویان در طبرستان به قدرت رسیدند و از دیگر حکومتهای مهم سادات مرعشی را می توان نام برد که در قرن هشتم و نهم ه.ق در این سرزمین فرمان راندند.در زمان شاه عباس اول صفوی حکومتهای محلی از بین رفت و ایران زیر نظر حکومت مرکزی قرار گرفت.



          

   با توجه به پیشینه تاریخی مازندران در میابیم که جای جای این ملک تجلی گاه تمدنی است غنی از اسلاف هوشمند ما و امروزشناخت و حفظ این فرهنگ  وظیفه ای است  که نسل امروز عهده دار آن است.